نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

موضوع: از چه شعری خوشتون اومده...بنویسین :)

  1. Top | #1
    کاربر حرفه ای

    عنوان کاربر
    کاربر حرفه ای
    تاریخ عضویت
    May 2013
    شماره عضویت
    1177
    نوشته ها
    1,722
    تشکر
    787
    تشکر شده 1,221 بار در 326 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    از چه شعری خوشتون اومده...بنویسین :)

    شاملو می گوید:
    بترس از او که سکوت کرد وقتی که دلش راشکستی...
    اوتمام حرف هایش رابه جای تو به خدا خواهد زد...
    وخداخوب گوش می کند...
    وخوب تر یادش می ماند...
    خواهدرسید روزی که خدا تمام حرف های اورا سرات فریاد خواهدکشید...
    تو آن روز درک خواهی کرد که چرا گفته اند:
    " دنیــــا دار مکافات است "

    ******************
    یه قطعه شعر از هر کی که به نظرتون زیبا اومد رو بنویسید...
    امیدوارم تاپیک تکراری نباشه

    امضای ایشان


  2. 2 کاربر مقابل از آیلین عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Aro (06-26-2017),JALA (06-25-2017)

  3. Top | #2
    کاربر عضو

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    11130
    نوشته ها
    17
    تشکر
    0
    تشکر شده 10 بار در 9 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    من از این بیت خیلی خوشم میاد:
    گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

  4. کاربر مقابل از آقابابایی عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    JALA (06-25-2017)

  5. Top | #3
    کاربر عضو

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    11101
    نوشته ها
    14
    تشکر
    106
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    این شعر رو خودم نوشتم و خیلیم دوسش دارم


    تویه این دنیای سیاه و خاکستری
    که آسمونش جز رعد و برق های هولناک و بارونای رگباری
    و مردمش جز امروز و فردا ردن چیز دیگه ای ندارن
    کاش من فرق داشتم
    کاش دنیام رنگی بود
    توی دنیایی زندگی میکردم که آسمونش فقط رنگین کمون داشته باشه
    آبی باشه
    مردماش کاری برای اون کسایی بکنن که فقط تنهایی رو مشکل درداشون میدونن
    و نویسنده ها دیگه حرفی از غم نزنن
    و شاعرا فقط از عاشقی پرنده ها رو کاغذاشون بنویسن
    وکسی دیگه به گل فروشای خیابونی نگه گدا
    به ابرا نگن ببار
    به روزگار نگن چرا
    و به مرگ نگن بیا
    کاش توی این دنیا من فرق داشتم کاش....
    ولی کاش همیشه فقط در حد ..کاش ....
    ولی ای کاش بود


    سارا جلاییان

  6. Top | #4
    Aro آنلاین نیست.
    Aro
    کاربر عضو

    عنوان کاربر
    کاربر جدید
    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    شماره عضویت
    11132
    نوشته ها
    1
    تشکر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    این شعر سهراب یکی از شعر های مورد علاقمه:
    قایقی خواهم ساخت
    خواهم انداخت به آب.
    دور خواهم شد از این خاک غریب
    که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
    قهرمانان را بیدار کند.
    قایق از تور تهی
    و دل از آروزی مروارید،
    همچنان خواهم راند
    نه به آبیها دل خواهم بست
    نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند
    و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
    می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند
    «دور باید شد، دور.
    مرد آن شهر، اساطیر نداشت
    زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
    هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد
    چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
    دور باید شد، دور
    شب سرودش را خواند،
    نوبت پنجره هاست.»
    همچنان خواهم راند
    همچنان خواهم خواند
    پشت دریاها شهری ست
    که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
    بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
    دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
    مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
    که به یک شعله، به یک خواب لطیف
    خاک موسیقی احساس تو را می شنود
    و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد
    پشت دریا شهری ست
    که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
    شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.
    پشت دریاها شهری ست!
    قایقی باید ساخت
    امضای ایشان
    دل نبند که تش تلخیه...

  7. Top | #5
    کاربر اخراجی

    عنوان کاربر
    کاربر اخراجی
    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    11202
    نوشته ها
    7
    تشکر
    1
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دل تو اولین صبح بهار
    دل من آخرین جمعه ی سال
    و چه دورند و چه نزدیک بهم

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای تک سایت محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد